چگونه حباب كودكيام تركيد
در اواخر دهه 1360 شمسي بود كه يواش يواش دو زاريم افتاد و احساسات ديگري به جز احساسات پاك بچهگانه در زندگيم وارد شد. اشتباه نكنيد. چيزي كثيف نشد. بلكه صرفاً احساسات پاك نوجوانانه وارد صحنه شدند. ديگر علاوه بر كارتونها ، نوار قصهها ، كتاب داستانهاي مصور تنتن و ميلو و سري فيلمهاي جنگ ستارگان چيزهاي ديگري هم در زندگي برايم حائز اهميت شده بود.
بعلت دوري از فاميل و آشنايان كه غالبشان در تهران ساكن بودند خانوادهي ما به ندرت در مراسم عروسي فاميل يا جشنهاي خانوادگي شركت ميجستند. دخترهاي فاميل را دير به دير ميديدم و همهي اينها بيشتر كمك ميكرد كه در عالم خلسه و بيخبري كودكي باقي بمانم. گاهي عمو يا داييام تلنگري بهم ميزدند كه آهاي حواست كجاست؟ اما من سعي ميكردم اين بخش از وجودم را ناديده بگيرم و از شما چه پنهان موفق هم ميشدم و اتفاقاً خوش هم ميگذشت. موزيك ايراني برايم قبيح بود و بدون منطق خاصي فكر ميكردم كه خيلي سبك و بيمايه است. موزيك خارجي گوش ميكردم و البته گروههاي پيش از انقلاب را بيشتر از گروههاي جديد ميشناختم. مثلاً گروههاي ABBA يا Bee Gees را دوست داشتم. يواش يواش مايكل جكسون برايم جالب شد. آهنگهاي سبك Break Dance را از بچههاي دوران راهنمايي ميگرفتم و براي خودم ضبط ميكردم. گروه Modern Talking همه را تكان داد و شيفتهي خود كرد. هنوز از شنيدن آلبومهاي قديمي اين گروه لذت ميبرم. راديو و تلويزيون نيز به اين قضيه كمك بيشتري ميكردند. بطور معمول موزيك متن آهنگهاي گروه Modern Talking در برنامههاي مختلف يا ولههاي تصويري پخش ميشد. ذكر اين نكته شايد جالب باشد كه موزيك متن آهنگ (زماني) معروف "لامبادا" را اولين بار از تيتراژ برنامه جنگ هفته كه پنجشنبه شبها از شبكه اول تلويزيون پخش ميشد شنيدم و بعد دنبال نسخهي اصلي گشتم و به سادگي پيدا كردم. آن زمانها ميتوانستيد در برخي خيابانهاي شهر بطور قاچاق آخرين آلبوم خوانندهها را بيابيد. البته تضميني در كار نبود و بارها پيش ميآمد كه در خانه درمييافتيد آلبومهاي قديمي را به جاي آلبوم جديد به شما قالب كردهاند. مادونا خوانندهي بيحياي روز بود و من از شنيدن يكي دوتا از آهنگهايش مشمئز ميشدم. جرج مايكل و Carless Whisper معروفش همه را جادو كرده بود. آهنگ Self Control با آن ويدئو كليپ ناجورش روي دور بود. سالها بعد فهميدم كه گروه Alphaville آهنگ BIG IN Japan را خوانده و نه Begin Japan! موزيك Final Countdown از گروه Europe هيجانانگيز بود و بخش ابتدايي آن در برنامههاي تلويزيوني استفاده ميشد. باربارا استرايسند دوست داشتني آهنگ Woman in Love را خوانده بود كه موزيك متنش بصورت دائمي حين برنامه مسابقه هفته (با اجراي زندهياد منوچهر نوذري) در پسزمينه پخش ميشد.
بدين ترتيب داشتم آهسته آهسته وارد عالم نوجواني ميشدم يا به قول خارجيها Teenager شده بودم. بالاخره يكي از پسرعموها عروسي كرد و حباب كودكي من بطور كامل تركيد. آن زمان حس كردم موسيقي ايراني آنچنان هم بد نيست. اتفاقاً اين زمان مصادف شده بود با انتشار اولين آلبوم اندي و كوروس و نقل محفل و مجلس آهنگهاي "شيطون بلا" و "تپلي" بود. مرتضي با آلبوم "گل آقا" معركه كرده بود (برخي گمان ميكردند مرتضي اين آلبوم را براي كيومرث صابري فومني ساخته كه آن زمان مجلهي منتقد گل آقا را تازه منتشر كرده بود!). شهره و "كلاغ دم سياهش" هم اون بالاها چرخ ميزدند. مارتيك و آلبوم "نيلوفرش" عاشقهاي كمسن و سال را به گريه ميانداخت. آهنگ "صبحت به خير عزيزم" و "خالق" معين را كه ميشنيدي از وسعت صداي اين خواننده به حيرت ميافتادي. شهرام شبپره و آهنگ "عروس و دومادش" در عروسيها پخش ميشد و مانند بقيه آهنگهاي اين خواننده همه را به شور ميآورد.
شبح معصوم كودكيام پس از ديدن شبح قدرتيافتهي نوجواني با لبخندي بر لب به پشت پرده رفت. عمر شبح نوجواني كمتر از كودكي بود اما فراز و نشيب زيادي را سر گذراند و چهبسا خاطرهانگيزتر از دوران كودكي از كار درآمد. گاهي براي آن زمان دلم تنگ ميشود. حتماً شما هم چنين تجربهاي داشتهايد. بياييد خاطراتمان را مرور كنيم. اين ميان يك كاتاليزور لازم است. دو كاست خيالي برايتان آماده كردهام كه يكي موزيك خارجي است و ديگري موزيك ايراني. از همان مدلي كه مخصوص آن دوران بود و تقريباً همه نوار كاستها بصورت گلچيني از آثار خوانندههاي روز آماده ميشدند. جمعآوري اين موزيكها به سليقهي من است و مسلماً اگر شما بوديد موزيكهاي ديگري را كنار هم ميچيديد. ضمن اينكه خود من هم به زحمت قادر به انجام اينكار شدهام و بسياري از آهنگهاي خاطرهانگيز آن دوران را نيافتهام...
براي دانلود كاستهاي خيالي دوران نوجواني روي لينك يك (موزيك خارجي) و لينك 2 (موزيك ايراني) كليك كنيد. فايلهاي صوتي بصورت زيپشده و به فرمت MP3 ، بدون پسورد ميباشند.
* لطفاً براي ديدن تصاوير روي كلمات هايلايت شده كليك كنيد.
نام من افشین است. در حال حاضر در نيمه دوم از دهه چهارم زندگی خود می باشم. ذهنی تنوعگرا دارم و هر روز روی موضوعی متمرکز میشوم و به کنکاش در رابطه با آن موضوع می پردازم. مایل بودم اطلاعات بدست آمده را در گاوصندوق ذهن خودم بایگانی نکنم و به دیگران نیز سهمی دهم. به همین جهت با پیشنهاد یکی از دوستان اقدام به تاسیس این وبلاگ نمودم. بیشتر سعی در باز کردن گره های ذهنی خود در رابطه با "آنچه گذشته است" دارم و کلا یکی از علاقمندان به دهه 1970 میلادی هستم. اتفاقا بخش عمده ای از وقایع هنری - سیاسی - فرهنگی در ایران و جهان در همین دهه ي (به اعتقاد من) "طلایی" رخ داده است. اما این علاقه باعث ايجاد محدودیت مطالب این وبلاگ نخواهد شد. كما اينكه خواهید دید تنوع در اين مجال حرف اول را ميزند. با من همراه باشيد و مرا از نظرات ارزشمندتان با اطلاع نماييد. از همه شما عزيزان ممنون و متشكر هستم.