سريالهاي پيش از انقلاب (بخش نخست)...
هميشه شنيده بودم كه سريالهاي سي سال پيش چند سر و گردن از برنامههاي اين دوران بالاتر قرار گرفته بودهاند. البته اين نقل از حس نوستالژيكي نشأت گرفته كه جمعي از مردم سرزمين ما (در سن و سال حول و حوش چهل تا شصت سال) دچار آن هستند. دوبلههاي قوي سريالهاي مشهور آمريكايي و پخش همزمان آنها از تلويزيون ايران باعث شده بود تا برخي از ايرانيان خاطرات به يادماندني از آن دوران داشته باشند. هنوز برخي تكيهكلامها ملكهي ذهن همميهنانمان است و از آنها با تكان دادن سري و زدن لبخندي ياد ميكنند. تلاش من اين است تا اين خاطرات محو نشوند. بدين ترتيب سعي كردم با مرور سريالهاي قديمي دوران پيش انقلاب ، خوانندگان اين وبلاگ را از تونل زمان گذرانده و به آن سالها ببرم. ضمناً خوانندگان جوانتر نيز با سريالهاي آن دوران آشنا شده و همدلي بيشتري با افراد ميانسال جامعه خواهند يافت. در پايان تقاضاي من از خوانندگاني كه تصاوير و خاطرات مشخصي از هر يك سريالهاي ذيل دارند اين است كه در بخش "نظر دهيد" اين نقطهنظرات را درج كنند تا اين خاطرات فراموش نشوند و در گذر از تونل زمان باقي بمانند.
بخش اول سريالها به پيرو آمده كه بدون داشتن هرگونه ترتيبي ملاحظه مينماييد:
" افسونگر "
نام اصلي : Bewitched
بازيگر اصلي : اليزابت مونتگمري
تعداد فصول و اپيزودهاي تهيه شده : در هشت فصل و 254 اپيزود
سال ساخت : از 1964 لغايت 1972
محصول : آمريكا
براي دانلود تيتراژ اين سريال روي اين لينك كليك كنيد.
دربارهي اين سريال : داستان ساحرهي زيبايي به نام سامانتا (با بازي اليزابت مونتگمري) كه تصميم ميگيرد دست از عالم سحر و جادوي پيشين بردارد و با يك مرد عادي به نام دارين استيفنس ازدواج كند. اما اين پايان جادوگريها نيست. سامانتا ناچار است براي نجات زندگي خانوادگي خود هر از چندگاهي از قدرت جادوگرياش استفاده نمايد و بعنوان مثال شوهر خود را از دست رئيس بد اخم و يا همسايهي قلچماقش برهاند. نقش اندورآ ، مادر اين ساحرهي زيبا را اگنس مورهد بازي ميكرد كه رابطهي جالبي با شوهر ساده و بيآلايش سامانتا نداشت و هر از چندگاهي وارد زندگي اين زوج شده و دخترش را به بازگشت به دنياي جادوگران تشويق ميكرد. عادت سامانتا اين بود كه به هنگام انجام جادوگريهايش بيني خود را حركت ميداد و جادو اتفاق ميافتاد. در حدفاصل سالهاي 1964 لغايت 1966 اين مجموعه بصورت سياه و سفيد پخش شد ولي از 1967 تا انتهاي پخش ، سريال بصورت رنگي پخش شد.
به سر بازيگر اين سريال چه آمد : اليزابت مونتگمري كه به هنگام توليد اين سريال 31 ساله بود تا 39 سالگي را به بازي در اين مجموعه گذراند. با وجوديكه استوديو به ساخت فصل نهم از اين سريال رغبت كامل نشان داده بود ولي مونتگمري حاضر به ايفاي نقش سامانتا نشد و بدين ترتيب پروندهي سريال افسونگر براي هميشه بسته شد. وي از آن پس به بازي در سريالهاي ديگر و در نقشهايي كاملاً متفاوت با نقش مفرح سامانتا پرداخت. شايان ذكر است يك دهه بعد اليزابت مونتگمري در چند تبليغ تلويزيوني (براي تلويزيون ژاپن) نقشآفرينيهاي كوتاهي در قالب به يادماندني سامانتا انجام داد. اليزابت در طول زمان پخش سريال افسونگر يكي از منتقدين جدي جنگ ويتنام بود و بعدها در چند فيلم مستند ضد جنگ بعنوان راوي سخن گفت. در بهار سال 1995 مونتگمري متوجه شد كه مبتلا به سرطان روده بزرگ شده است. او كه در دو سريال تلويزيوني مشغول بود از اقدام به موقع در رابطه با درمان بيماري خودداري نمود. نهايتاً تنها هشت هفته پس از تشخيص بيماري ، در منزلش و در كنار همسر و فرزندانش در 62 سالگي چشم از جهان فرو بست.
" كانن "
نام اصلي : Cannon
بازيگر اصلي : ويليام كنراد
تعداد فصول و اپيزودهاي تهيه شده : در پنج فصل و 124 اپيزود
سال ساخت : از 1971 لغايت 1976
محصول : آمريكا
براي دانلود تيتراژ اين سريال روي اين لينك كليك كنيد.
دربارهي اين سريال : پيش از اتفاقات اولین قسمت ، فرانک کانن با اداره پلیس لس آنجلس همكاري مينمود . پس از مرگ همسر و فرزندش در حادثه تصادف رانندگی ، از سمت خود استعفا ميدهد و به یک کارآگاه خصوصی تبدیل ميشود. علت مرگ همسر و کودک او مشخص نیست. در یکی از فصلهاي بعدي اينگونه ذکر ميشود که همسر و فرزندش احتمالاً قرباني يك سوءقصد كه هدف اصلي آن خود كانن بوده شدهاند. اضافه وزن كانن باعث شده بود تا از غذاهاي لذيذ و اتومبيلهاي كشتيمانند (همچون لينكلن كانتينانتال) غافل نشود. او حقالزحمههاي گزافي را از مشتريان متمول خود ميگرفت و در عوض يار فقرا و نيازمندان بود.
به سر بازيگر اين سريال چه آمد : ويليام كنراد سريال كانن را از 51 سالگي تا 56 سالگي بازي كرد. او كه فعاليت هنري خود را از سال 1946 و با فيلم "قاتلين" و در معيت برت لنكستر و اوا گاردنر آغاز كرده بود هيچگاه در نقشهاي اول و دوم فيلمهاي سينمايي ظاهر نشد و بدين ترتيب بود كه از ابتداي دهه 1960 ميلادي به فعاليت در تلويزيون روي آورد. در تلويزيون بيشتر گفتار متن برنامهها را تقبل ميكرد تا اينكه در سريال كانن به نقش پليس چاق و باهوش مشغول بكار شد. نهايتاً ويليام كنراد در سال 1994 و در 73 سالگي بعلت نارسايي قلبي جان به جان آفرين تقديم كرد.

" ستوان كلمبو "
نام اصلي : Columbo
بازيگر اصلي : پيتر فالك
تعداد فصول و اپيزودهاي تهيه شده : در قالب 69 فيلم تلويزيوني بلند مدت 75 تا 100 دقيقهاي
سال ساخت : از 1968 لغايت 2003
محصول : آمريكا
براي دانلود تيتراژ اين سريال روي اين لينك كليك كنيد.
دربارهي اين سريال : ستوان كلمبوي سر به هوا و گيج و منگ كه رگ و ريشهي ايتاليايي-آمريكايي داشت و هميشه توسط همكاران پليس خود و قاتلين سنگدل دستكم گرفته ميشد. او عليرغم ظاهر غلطاندازش به خوبي از پس حل پروندههاي پيچيده بر ميامد. شايد يكي از مواردي كه به ظاهر گول و خنگ او كمك ميكرد چشم مصنوعي بازيگر اصلي (پيتر فالك) بود كه در برخي زوايا باعث ميشد چشمان اين ستوان اداره پليس لسآنجلس لوچ به نظر بيايد. نويسندگان سريال براي خلق شخصيت اين كارآگاه نيم نگاهي به شخصيت كارآگاه فيلم مشهور "شيطان صفتان" (1955) داشتند. عادت كلمبو اين بود كه به ظاهر سادهلوحانه به سخنان قاتلين گوش ميكرد و بعد در حاليكه به ظاهر كاملاً مجاب شده بود از وي تشكر كرده و راه خروج را ميپرسيد. قاتل در اين زمان در حاليكه مشعوف از گمراه كردن كارآگاه سادهلوح شده بود براي خود يك گيلاس مشروب ميريخت و اين زمان بود كه از دوباره سر و كلهي ستوان كلمبو پيدا ميشد تا "راستي ، يك سئوال ديگر" بپرسد كه باعث شوكه شدن قاتل ميگرديد و در نهايت پاسخ به همين "يك سئوال ديگر" بود كه دست مجرم را بازميكرد. ماشين كهنه و زهوار در رفتهي كلمبو يك پژوي 403 كثيف مدل 1959 بود كه به بيسيم پليس مجهز شده بود. عليرغم كليه مشكلاتي كه اين ماشين داشت ،ستوان كلمبو ترجيح ميداد به جاي ماشينهاي مجهز اداره پليس لسآنجلس از اين ماشين استفاده كند. اين ماشين كه به انتخاب شخص پيتر فالك وارد داستان شده بود تا سال 1989 بصورت مستمر در سري فيلمهاي تلويزيوني ستوان كلمبو استفاده شد و سپس در يك مزايده به هوادارن سريال فروخته شد. سريال كلمبو در ايران بين سالهاي 1350 لغايت 1357 نمايش داده شد و طرفداران زيادي داشت.
به سر بازيگر اين سريال چه آمد : پيتر فالك بازي در اين سريال را از 41 سالگي آغاز نمود و در 76 سالگي ، پس از 35 سال ، از ايفاي نقش كلمبو خود را بازنشسته كرد. او كه يكي از بازيگران كمدي سالهاي دور و نزديك سينماست پيشتر در فيلمهاي سينمايي زيادي بازي كرده كه از آن جمله ميتوان به "دنياي ديوانهي ديوانهي ديوانهاي است" ، "مسابقهي بزرگ" ، "پنهلوپه" ، "بسيار دور ، چنين نزديك" و "داستان كوسه" اشاره نمود. پيتر فالك اكنون 83 ساله است و آخرين فيلمي كه بازي كرده محصول سال 2008 ميباشد.
بعدالتحرير: پيتر فالك همين چند روز پيش در سال 2011 بعلت جنون و بيماري آلزايمر شديد درگذشت. او اين اواخر قادر به يادآوري شخصيت ستوان كلمبو هم نبود.
" فليپر "
نام اصلي : Flipper
بازيگران اصلي : برايان كلي ، لوك هالپين ، تامي نوردن
تعداد فصول و اپيزودهاي تهيه شده : در سه فصل و 88 اپيزود
سال ساخت : از 1964 لغايت 1967
محصول : آمريكا
براي دانلود تيتراژ اين سريال روي اين لينك كليك كنيد.
دربارهي اين سريال : آقاي پورتر ريكس (با نقشآفريني برايان كلي) سرپرست يك منطقه دريايي حفاظتشده است كه در كنار دو پسر خود ، سندي و باد مسئووليت حفاظت از اين منطقه و حيوانات وحشي آن را دارد. اين ميان او و پسرانش با شكارچيان غيرمجاز و افراد سودجويي مواجه ميشوند كه قصد صدمه با پارك و يا جانوران حفاظت شدهي آن را دارند. به تدريج دلفيني به نام فليپر كه موجود باهوش و زيركي است بعنوان جوانترين عضو اين خانواده معرفي ميشود. فليپر در قسمتهاي متعددي از سريال جان پسر نوجوان اين خانواده (باد با بازي تامي نوردن) را از خطر نجات ميدهد. در راستاي شكستن جو مردانهي اين سريال يك خانم اقيانوسشناس از فصل دوم به شخصيتهاي اصلي اضافه شد. يكي از موارد شهرت اين سريال استفاده از سواحل زيباي فلوريدا بعنوان لوكيشن فيلمبرداري و سكانسهاي فيلمبرداري شده زير آب بود كه روح بيننده را جلا ميداد. با بالا رفتن سن بازيگران نوجوان اين سريال ، سازندگان ناچار به خروج ايشان از داستان شدند و خانوادهاي جديد را جايگزين اين خانوادهي مردانه نمودند. اما تيم جديد اقبالي در بين تماشاگران نيافتند و بدين ترتيب ساخت سريال فليپر متوقف گرديد. چند سال بعد سريالي با ساختاري كاملاً مشابه (و استفاده از كانگورو به جاي دلفين) در كشور استراليا ساخته شد كه پس از انقلاب در ايران به نمايش در آمد. نام اين سريال اسكيپي بود. اين سريال كه توفيق بسياري در بين تماشاگران ايراني آن سالها يافته بود به موسيقي تيتراژ خود نيز مشهور بود. براي من بعنوان يك دانشآموز دورهي راهنمايي هيجانانگيزترين نكتهي سريال اخير اين بود كه بچهها داخل خانهها نشسته و از طريق راديو با معلم و كلاس درس مجازي در ارتباط بودند. براي تماشاي تيتراژ سريال اسكيپي روي اين لينك كليك كنيد.
به سر بازيگران اين سريال چه آمد : برايان كلي پس از بازي در اين سريال قصد كرد تا تصوير متعارفي كه از خود در ذهن تماشاگران داشت را تغيير دهد. لذا در سال 1970 بازيگر فيلمي متفاوت با نام "ماشين عشق" گرديد. متأسفانه حين فيلمبرداري يكي از صحنههاي موتورسواري در اين فيلم دچار سانحه شد و يك پا و يك دستش فلج گرديدند. از آن پس برايان كلي خود را به پشت صحنه منتقل نمود و تهيهكنندهي اجرايي محصولات سينمايي مشهوري همچون Blade Runner گرديد. برايان كلي در سال 2005 درست دو روز پس از برگزاري جشن هفتاد و چهارمين سال تولدش در اثر بيماري ذاتالريه درگذشت. لوك هالپين (63 ساله) و تامي نوردن (58 ساله) پس از اتمام سريال فليپر توفيق چنداني در عالم سينما نيافتند و جز حضور در يكي دو فيلم و سپس حضور افتخاري در چند سريال و يا شركت در آگهيهاي تلويزيوني فعاليت چشمگيري از خود نشان ندادند.
" كريستي "
نام اصلي : Get Christie Love!
بازيگر اصلي : ترزا گريوز
تعداد فصول و اپيزودهاي تهيه شده : در يك فصل و 22 اپيزود
سال ساخت : از 1974 لغايت 1975
محصول : آمريكا
براي دانلود تيتراژ اين سريال روي اين لينك كليك كنيد.
دربارهي اين سريال : اين سريال پس از نمايش يك فيلم تلويزيوني به همين نام ساخته شد. كريستي لاو يك مأمور زن سياهپوست است كه بصورت مخفي براي اداره پليس لسآنجلس كار ميكند و غالباً به هيأت يك فاحشه يا دزد جواهرات به بدكاران نزديك شده و در آخرين لحظه آنها را بدام قانون مياندازد. اين سريال بعنوان قديميترين خاطرهي تلويزيوني من در ذهنم ثبت شده است.
به سر بازيگر اين سريال چه آمد : ترزا گريوز در 26 سالگي فيلم و سريال يادشده را بازي كرد و به شهرت رسيد. البته پايان سريال با پايان فعاليت سينمايي و تلويزيوني او مصادف بود و از آن پس وي به كارهاي جنبي و از جمله شركت در جلسات مذهبي بيشتر پرداخت. منزل ترزا گريوز در سال 2002 طعمهي حريق شد و مأموران جسد بيهوش او را در اتاق خوابش يافتند. او به بيمارستان منتقل شد ولي تلاشهاي بعدي سودي نداشت و گريوز در سن 54 سالگي درگذشت.
" هاوايي "
نام اصلي : Hawaii Five-O
بازيگر اصلي : جك لورد
تعداد فصول و اپيزودهاي تهيه شده : در دوازده فصل و 279 اپيزود
سال ساخت : از 1968 لغايت 1980
محصول : آمريكا
براي دانلود تيتراژ اين سريال روي اين لينك كليك كنيد.
دربارهي اين سريال : اين سريال كه عنوانش اشارهاي است به "هاوايي" بعنوان پنجاهمين ايالت آمريكا ، درخصوص ماجراهايي است كه يك نيروي پليس ايالتي تخيلي به رهبري افسر سابق نيروي دريايي ، استيو مكگارت (با بازي جك لورد) آن را هدايت مينمايد. تيم مكگارت در طي فصول مختلف بارها و بارها دچار تغيير گرديد ولي هدف ايشان كه همانا مبارزه با جنايتكاران و بدكاران بود ثابت باقي ماند. اين سريال يكي از طولانيترين محصولات تلويزيون آمريكاست بگونهاي كه پس از اتمام فصل دوازدهم آن ، پخش فصول اوليه مجدداً آغاز شد و مخاطبان جوان را درگير خود نمود.
به سر بازيگر اين سريال چه آمد : جك لورد از 48 سالگي تا شصت سالگي را در سريال هاوايي بازي كرد. او كه بازيگري سينمايي است پيشتر در فيلمهاي متعددي بازي كرده بود كه فيلم "دكتر نو" از سري جيمزباند از آن جمله است. او طي سالهايي كه در سريال هاوايي مشغول بكار بود در ديگر سريالهاي آن سالها (همچون فراري ، چاپارل و ايرونسايد) نيز حضور كوتاهي داشت. جك لورد پس از اتمام فصل دوازدهم سريال هاوايي از بازيگري كنارهگيري نمود. وي كه اين اواخر از بيماري آلزايمر رنج ميبرد سرانجام در سال 1998 و در هفتاد و هفت سالگي در منزلش در شهر هونولولوي هاوايي درگذشت. ثروت وي پس از مرگش به همسر نيكوكارش رسيد و پس از مرگ او در سال 2005 ، كل ثروت چهل ميليون دلاري ايشان به مؤسسات خيريهي هاوايي تقديم گرديد.
اين مطلب ادامه دارد...
نام من افشین است. در حال حاضر در نيمه دوم از دهه چهارم زندگی خود می باشم. ذهنی تنوعگرا دارم و هر روز روی موضوعی متمرکز میشوم و به کنکاش در رابطه با آن موضوع می پردازم. مایل بودم اطلاعات بدست آمده را در گاوصندوق ذهن خودم بایگانی نکنم و به دیگران نیز سهمی دهم. به همین جهت با پیشنهاد یکی از دوستان اقدام به تاسیس این وبلاگ نمودم. بیشتر سعی در باز کردن گره های ذهنی خود در رابطه با "آنچه گذشته است" دارم و کلا یکی از علاقمندان به دهه 1970 میلادی هستم. اتفاقا بخش عمده ای از وقایع هنری - سیاسی - فرهنگی در ایران و جهان در همین دهه ي (به اعتقاد من) "طلایی" رخ داده است. اما این علاقه باعث ايجاد محدودیت مطالب این وبلاگ نخواهد شد. كما اينكه خواهید دید تنوع در اين مجال حرف اول را ميزند. با من همراه باشيد و مرا از نظرات ارزشمندتان با اطلاع نماييد. از همه شما عزيزان ممنون و متشكر هستم.