خاموشیِ ناصر

خبر تلخ و کوتاه بود. ناصر طهماسب روز یکم دیماه 1402 در سکوت خبری درگذشت و در قطعه 250 بهشتزهرا به خاک سپرده شد. گویی تکهای از قلبم از جا کنده شد. همین یک ماه و نیم پیش بود که با هم مکاتبهای داشتیم و من برایشان اسکرینشاتی از ابراز محبت مخاطبین کانال یوتیوب را فرستادم و ایشان ضمن تشکر برای من آرزوی طول عمر کردند... و اما حالا، استاد دیگر میان ما نیست. هر چند، او بواسطهی آثار زیبایی که از خود بر جای گذاشته همیشه زنده است.
فروردینماه سال 1394 مصاحبهای با ایشان بعمل آوردم که مبنای آن حول ساخت نمایشنامهی «خاموشی دریا» (به کارگردانی بیژن مفید) میگشت. بیاد او که صدایش جادوانه است مصاحبه و نسخهی باکیفیتی از نمایشنامه را به اشتراک میگذارم.
روانش شاد.

اخيراً به كوشش انتشارات باربد چند نمايشنامه از آثار زندهياد بيژن مفيد پس از گذشت بيش از سي سال بصورت مجدد در قالب سيديهاي صوتي باکیفیت انتشار يافته كه شاپرك خانم ، كوتي و موتي و خاموشي دريا از آن جمله است. سومين اثر از آثار يادشده يعني نمايشنامه «خاموشي دريا» ، يكي از معروفترين رمانهاي ادبيات جبهه مقاومت فرانسه است كه در سال 1942 توسط نويسنده ناشناسي با نام مستعار «وركور» بصورت زيرزميني توسط انتشارات منوئه منتشر شد. داستان در مورد مرد پير و برادرزاده اوست كه به اجبار افسري آلماني را در خانه خويش اسكان دادهاند. عليرغم احترام و ادب و عطوفت رو به رشد آنها نسبت به اين ميهمان ناخوانده ، كه دوستدار فرهنگ فرانسوي نيز هست ، ميزبانان با حرف نزدن مقاومت خود را در برابر اشغالگران ميهن خويش به معرض نمايش ميگذارند. كتاب در نسخههاي محدودي منتشر شده بود اما يكسال بعد و پس از اقبال رو به گسترشي كه از كتاب بوجود آمد در لندن بدست ناشري منتشر و پخش گرديد. سپس نسخههاي مينياتوري و كوچك آن تهيه و در فرانسه اشغالشده بوسيله هواپيماهاي متفقين بر سر شهرها ريخته شد. يكسال بعد يعني در سال 1943 متن كامل رمان در مجله لايف منتشر گشت و به شهرت آن بيش از پيش افزود. اين رمان در ايران نيز توسط دكتر حسن شهيد نورائي (از دوستان گرمابه و گلستان صادق هدايت) به زبان فارسي ترجمه و به سال 1323 (1944) منتشر گرديده است. پس از پايان جنگ جهانی دوم يكي از سئوالات اين بود كه «وركور» كيست و نام حقيقي او چيست؟ بالاخره معما حل شد و «ژان بروله» بعنوان نويسنده رمان خود را معرفي نمود. عليرغم بياعتمادي ژان بروله ، ژان پير ملويل جوان اولين فيلم سينمايي خود را بر اساس اين رمان به تصوير كشيد كه در سال 1949 به اكران درآمد. نظر به اهميت اين رمان در تاريخ و ادبيات قرن بيستم و اين مهم كه اين نمايش محور خلق يكي ديگر از آثار ماندگار بيژن مفيد قرار گرفته ، در فروردینماه سال 1394 مصاحبهاي با آقاي ناصر طهماسب هنرمند و دوبلور چيرهدست ميهنمان ترتيب دادهايم كه توجه شما را به آن جلب مينمايم:
* ضمن عرض سلام و تبريك سال نو ، بسيار خوشحاليم كه فرصتي پيش آمد تا چندكلامي با هم صحبت كنيم و علاقمندان از اطلاعات هنري شما بهرهمند شوند. بهانه انجام اين گفتگو انتشار يكي از آثار قديمي شما تحت عنوان «خاموشي دريا» نوشته ژان بروله است كه در قالب يك نمايشنامه راديويي به كارگرداني بيژن مفيد ارائه شده بود. سال توليد اين نمايش را بخاطر داريد؟
ن.ط. : خاموشی دریا بعد از انقلاب ضبط شد.
* بنظر ميرسد اين نمايش يكي از آخرين آثار يا بطور مشخص آخرين اثر هنري بيژن مفيد در ايران باشد. در مورد بيژن مفيد و كار كردن با او برايمان بگوييد. چگونه برای ایفای نقش در این نمایش دعوت شدید؟
ن.ط. : بیژن مفید قریحه گستردهای داشت. هر نوع کار هنری از او ساخته بود... نواختن ساز، خوانندگی، نمایشنامهنویسی مثل نمایش جان نثار، قصه ماه و پلنگ، شهرقصه و غیره... زنده یاد خانم فهیمه راستکار مرا برای نقش ورنر فون ابرناک پیشنهاد دادند.
* آثار پيشين بيژن مفيد (حداقل در ظاهر) به رده سني كودكان و نوجوانان معطوف بود. بنظر شما انتخاب يك نمايشنامه با موضوع بزرگسال در اين آخرين سالهاي زندگي ، حاكي از چه رويكردي در روند كارنامه هنري ایشان بوده است؟
ن.ط. : خاموشی دریا توسط ایرج گرگین تهیه شد و آقای مفید در آرایش گفتارنقش داشتند.
* ترجمه نمايش توسط بيژن مفيد انجام شده بود یا خیر؟ گویا ایشان ترجمه آثار ادبي را هم انجام ميداده است.
ن.ط. : بیژن مفید ترجمه بسیار شیوایی هم داشت مثل ترجمه متن سریال باغ گلها که آقای هوشنگ لطیفپور متن آن را میگفتند.
* صداي راوي كل متعلق به خود بيژن مفيد است؟
ن.ط. : راوی آقای بیژن مفید است.
* نام گوينده مقدمه نمايش را بياد داريد؟
ن.ط. : گوینده مقدمه آقای جمشید گرگین (برادر ایرج گرگین) است.
* این نمايش در كدام استوديو ضبط شد؟
ن.ط. : این کار در استودیو بل ضبط شد.
* با توجه به زمانبندي اثر بنظر ميرسد انتشار اين نمايش در قالب كاست بوده ، آيا نمايش از راديو سراسري نيز پخش شد؟
ن.ط. : فکر نمیکنم در آشفته بازار آن روزها، کسی به فکر پخش این نوع کارها بوده باشد. کشور و مردم در نوعی گیجی بسر میبردند، به ویژه هنرمندان.
* ايده شما در اجراي نقش افسر نازي چه بود؟ خاطرم هست سالها بعد نقش فرمانده كسلر را در سريال ارتش سري با مهارت فوقالعادهاي اجرا كرديد كه او هم افسري آلماني بود. اما شخصيت هنردوست و عاشقپيشه ورنر فونابرناك در اين نمايش با شخصيت دژخيمگونه كسلر در سريال ارتش سري كاملاً تفاوت دارد. کمی در خصوص ایده خلق هر یک از ایندو شخصیت برايمان بگوئيد.
ن.ط. : فرمانده کسلر آدمی است که نسبت به کاری که انجام میدهد، مومن است و حق به جانب، با جلوهای از برتر بودن، سرآمد بودن و شاید هم این گونه شخصیتها میدانند که به سوی مرگ میروند. اما ورنر فون ابرناک، اندوهگین است بخاطر اینکه میفهمد همه چیز در حال پایمال شدن است.
* آيا پيش از خاموشي دريا فعاليتهاي هنري مشابهي در قالب شركت در نمايشنامههاي راديويي داشتهايد؟ بطور مشخص همكاري هنري با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان داشتید؟ بنظرم ميرسد پيش از انقلاب صفحههاي گرامافوني با صداي شما در خصوص آهنگسازان شهير جهان (همچون موتزارت و بتهوون) توسط كانون منتشر شده بود.
ن.ط. : احمدرضا احمدی (شاعر) کارهای کانون پرورش فکری کودکان را سرپرستی میکردند که اغلب بسیار باارزش بود، وانگهی همکاری با ایشان نوعی هنر است.
* در سالهاي نخست دهه شصت كه روند خريد و دوبله فيلمهاي خارجي افت كرده بود فعاليت هنري خود را با شركت در توليد نوار قصههاي سري «قصهگو» از انتشارات بيتا ادامه داديد. در مورد همكاري با انتشارات بيتا اگر صحبت يا خاطرهاي داريد بفرمائيد.
ن.ط. : آن دوره و آن نوارها را دوست نداشتم و در خاطرم نقش نبسته است، اما یک سری نوار با آقای مهدی سهیلی (شاعر) تهیه کردیم به نام «توفیق اجباری» که شیرین و شنیدنی است. در این سری نوارها آقای عزت اله مقبلی و چند کمدین دیگر همکاری داشتند.
* يكي از سئوالاتي كه براي ما و نسلهاي بعدي بوجود ميآيد اين است كه نسل شما با نبود امكانات فعلی همچون دسترسي به انواع و اقسام آثار راديويي/تلويزيوني/سينمايي و اينترنت چگونه به اين درجه از فرهيختگي فرهنگي و هنري رسيد؟ هنر را اكتسابي ميبينيد يا آن را امري ذاتي ميدانيد؟ اين گوهر وجودي را چگونه در گذر اين سالها تراش داديد تا به اين درجه از درخشندگي رسيد؟
ن.ط. : امکانات وسیله است، کنجکاوی، رسیدن به خود، مکاشفه خود، همین یعنی هنر که بازتابی بیرونی دارد.
* جناب طهماسب همانگونه که مستحضرید سرانه مطالعه کتاب در کشور ما بسیار پایینتر از سایر کشورهای دنیاست. غریبه شدن جوانان ما با کتاب و کتابخوانی معضلی است که آینده تیرهای را از بابت فقر شدید فرهنگی در نسل آتی رقم خواهد زد. پيشنهاد ميكنم در صورت تمايل در زمينه توليد كتابهاي صوتي فعاليت خود را گسترش دهيد تا ضمن ثبت و ضبط دقايق بيشتري از هنر شما ، مردم اين مرز و بوم بيشتر با ادبيات و فرهنگ ايران و جهان آشنا شوند. گوش دادن به رمانهای مشهور آن هم با صداي شما بسيار لذتبخش خواهد بود ، نظر خودتان چيست؟
ن.ط. : خواندن رمانها، کار پسندیدهای است و بسیار مشکل، چون برای گفتن نوشته نشده است.
* در پايان ضمن تشكر از شما اگر نکته یا مطلب خاصی وجود دارد لطفاً اشاره بفرمائید.
ن.ط. : سپاس فراوان از زحمات شما و دوستان و یاران غایب.
* از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد ممنون و متشكريم.
لینک دانلود نمایشنامه «خاموشی دریا» با هنرنمایی استاد ناصر طهماسب
نام من افشین است. در حال حاضر در نيمه دوم از دهه چهارم زندگی خود می باشم. ذهنی تنوعگرا دارم و هر روز روی موضوعی متمرکز میشوم و به کنکاش در رابطه با آن موضوع می پردازم. مایل بودم اطلاعات بدست آمده را در گاوصندوق ذهن خودم بایگانی نکنم و به دیگران نیز سهمی دهم. به همین جهت با پیشنهاد یکی از دوستان اقدام به تاسیس این وبلاگ نمودم. بیشتر سعی در باز کردن گره های ذهنی خود در رابطه با "آنچه گذشته است" دارم و کلا یکی از علاقمندان به دهه 1970 میلادی هستم. اتفاقا بخش عمده ای از وقایع هنری - سیاسی - فرهنگی در ایران و جهان در همین دهه ي (به اعتقاد من) "طلایی" رخ داده است. اما این علاقه باعث ايجاد محدودیت مطالب این وبلاگ نخواهد شد. كما اينكه خواهید دید تنوع در اين مجال حرف اول را ميزند. با من همراه باشيد و مرا از نظرات ارزشمندتان با اطلاع نماييد. از همه شما عزيزان ممنون و متشكر هستم.